صدای بندر

نویسنده محسن ملاح

پرندگان مهاجر هر ساله از اواخر تابستان سفر خود را به استان بوشهر آغاز کرده و تا اواخر زمستان و گاهی فروردین در یک دوره حدودا شش ماهه میهمان این سرزمین کوه و دشت و دریا هستند. پرندگانی مانند هوبره، تیهو، کوکر و برخی از پرندگان دریایی که به موطن خود باز می گردند. و مابقی بعد از چند روزی اقامت سفر خود را پی می گیرند و بوشهر را به مقصد کشورهای جنوبی تر ، ترک می کنند.

در این میان افراد محلی سعی می کنند از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را ببرند. قبل از این ، مردم عادی برای تهیه خوراک به شکار می پرداختند و گاهی حیوانات صید شده را اهلی می کردند. اما پادشاهان، حاکمان و حتی خان ها برای تفریح و تابعیت از رسم و آیین گذشتگان خود، به شکار می پرداخته اند. آنها برای شکار از تفنگ و پرنده شکاری باز استفاده می کرده اند، شکار آنها غیر از برخی چهارپایان معمولا قرقاول، هوبره، تیهو و کبک بوده است. محمد علی خان سدید السلطنه بندر عباسی در کتاب « سرزمین های شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان» در توضیح اسباب صید آورده است که :« طیور با تفنگ و چرخ و دام صید شوند. حیوان با تفنگ و تازی صید کنند. برای صید آهو میر شکار دارند، از مراتع و مواقع آنان مسبوقند. آنان را به ترتیب مخصوصی که دارند جمع کرده و صید کنند. گاهی هم زنده گیری کنند»1 ، اما متاسفانه به مرور زمان نیت از شکار و به تبع آن، میزان آمار آن نیز تغییر زیادی کرده. امروزه شکارچیان به قصد فروش و بهره از سود مافوق تصور آن ، به شکار می پردازند.

شکار و صید پرندگان، خصوصا پرندگان شکاری، از اواخر شهریور ماه در این استان، مانند دیگر استان های کشور آغاز می شود. پرندگان به دنبال جایی امن و البته غذای کافی برای زمستان گذرانی خود هستند، آنها با فرار از سرمای طاقت فرسای شمال قاره کهن، یعنی منطقه سیبری به جایی که تابستانی داغ و شرجی و زمستانی معتدل دارد، یعنی بوشهر پناه می آورند. آنها به خیال یافتن محلی امن و آسوده، در اینجا اتراق می کنند حال آنکه این تنها آرامش قبل از طوفان است و شکارچیان هر لحظه به کمین ایشان نشسته اند.

یکی از انواع شکار، «زنده گیری» است که به نوبه خود به دو روش انجام می شود، روش کوخه و روشی که به شناطه معروف است و در زبان محلی به آن شمشه یا شمچه می گویند. در اینجا ما به روش کوخه نشینی که مرسوم تر است، می پردازیم.

به مکانی که مراحل شکار در آن صورت می گیرد کوخه یا « کوخت» گفته می شود. آقای دکتر حمیدی در فرهنگ نامه بوشهر آورده است که « اصل این کلمه کوخک و مصغر کوخ به معنی کلبه کوچک است. در این روش صید ، صیاد گودالی در زمین ایجاد کرده و روی آنرا با گل گرفته و شبیه سقفهای گنبدی می سازند» 2  این سقف از پیش ساخته شده ی گنبدی شکل، معمولا با سیم گرگور بافی و دست بافته هایی از برگ درخت خرما ساخته و در آن سوراخ هایی تعبیه می گردد، که بعد از استقرار در محل با گل استتار می شود. از این سوراخ ها برای تنفس و دیده بانی استفاده می کنند، مانند دیدن پرنده دیده بان، دیدن صید و دیدن مامورین(!) یا افرادی که به کوخه آنها نزدیک می شوند. در زبان محلی به پرنده ای که حالت دیده بانی را در محوطه کوخه انجام می دهد، “بدبار” یا “بدوار” می گویند که همان دلیجه است، این پرنده قبل از این تحت آموزش های خاصی قرار گرفته است. معمولا برای این منظور از دلیجه ماده که دارای جسه بزرگتری است استفاده می شود.

در جلوی کوخه دو و گاهی سه رشته تور پهن می شود و شخص کوخه نشین با قرار گرفتن در این گودال و قرار دادن طعمه هایی زنده چون یاکریم، دلیجه( با پرهایی که برای جلب صید به پایش می بندند و به آن کشا گفته می شود)، موش کور ( که در زبان محلی به “جلبوس” معروف است) ، اقدام به جلب پرندگان شکاری نظیر بالابان و بحری و حتی دلیجه کرده و با روشی که دیگر جزو آداب و رسوم مردم این منطقه است، اقدام به صید پرنده می نمایند. البته پرندگان شکاری مانند عقاب دو برادر که در زبان محلی به اله معروف است ، عقاب دشتی ، سارگپه و برخی دلیجه هایی که صید می شوند ، چون ارزش مالی کم تری دارند به عنوان غذای دلیجه های نگهبان ( دیده بان ) و به اصطلاح دلیجه دوری استفاده می شوند.

کوخه نشینی در اکثر استان های کشور از جمله بوشهر، خوزستان، هرمزگان، فارس، اصفهان، سمنان، گلستان، خراسان، مازندران، گیلان، آذربایجان و … با کمی تفاوت در روش رواج دارد و سال به سال مناطق گسترده تری از کشور را در برمیگیرد. به نظر می رسد به دو دلیل بیشترین آمار شکار پرندگان- به این شویه – مربوط به استان بوشهر است، اول آنکه مدت زمان حضور این پرندگان در اینجا بیشتر است و دیگر آنکه بوشهر دروازه خروج این پرندگان به صورت قاچاق به کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد. این پرندگان توسط برخی ثروتمندان کشورهای عربی خریداری شده و بعد از آموزش وسیله ای برای تفریح و شکار هوبره و دیگر پرندگان و گاهی حیوانات کوچک قرار می گیرند.

از آنجا که به لحاظ حفظ اکوسیستم، این پرندگان بسیار مفید و باعث حفظ تعادل بقا در چرخه طبیعت هستند، بر اساس قوانین محیط زیست و معاهدات بین المللی، صید این پرندگان جرم محسوب می شود. بر اساس مصوبه شماره 260 شورایعالی حفاظت محیط زیست میزان ضرر و زیان شکار پرندگان شکاری از نوع شاهین و بالابان هر بهله 600 میلیون ریال تعیین شده و جریمه هر بهله دلیجه و هوبره 200 میلیون ریال است. متخلفان علاوه بر احکام قضایی صادره از طرف دادگستری ملزم به پرداخت جرایم متعلقه خواهند بود.

به نظر می رسد، این جریمه ها نتوانسته مانع کوخه نشینی باشد و لذا برای جلوگیری اصولی از این نوع صید باید فرهنگ سازی کرد. باید توجه داشت که صید این پرندگان و این نوع خاص شکار، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، تا جایی که تبدیل به فرهنگ شده و جزیی از آداب و رسوم مردم این منطقه شده است. حال به نظر شما چه کسی باید به این افراد محلی که شکار این پرندگان را منبع درآمد خود می دانند آموزش دهد؟ چه راهکاری برای مبارزه اصولی با این رویه صید ارائه شده است؟ آیا کسانی که دستگیر و جریمه می شوند، بعد از این مجازات دوباره به سراغ این کار نمی روند؟ این شکارچیان مطمئنا برای تفریح و سرگرمی این کار را نمی کنند، پس باید راه حلی را پیدا کرد که موجب تامین معاش آنها را فراهم آورد. چه بهتر که مفرح و سرگرم کننده هم باشد. در این صورت جایگزین های مناسبی ، مانند پرنده نگری را می شد به جای کوخه نشینی به آنها پیشنهاد داد. پرنده نگری که فقط یک قلم و کاغذ و یک دوربین می خواهد و بسیار لذت بخش است. از ایشان می توان به عنوان لیدر محلی تورهای پرنده نگری استفاده کرد. چون شناخت کافی از فصل مهاجرت، زیستگاه و حتی نوع پرندگان منطقه دارند. پرنده نگری امروزه در سراسر دنیا و حتی ایران طرفداران خاص خود را دارد که حاضر هستند، مثلا برای دیدن هوبره که در خطر انقراض است یا همین پرندگان شکاری و حتی دریایی کیلومتر ها راه را بپیمایند و به این سرزمین بیایند. بیاییم از امروز نگاه خود را به عنوان شکارچی یا صیاد به این پرندگان زیبا و افسانه ای تغییر دهیم.

منابع:

– تحقیقات میدانی مولف

1- سرزمین های شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان در صد سال پیش، محمد علی خان سدید السلطنه بندر عباسی(کبابی)، تصحیح احمد اقتداری، تهران: امیرکبیر، 1386

2- فرهنگ نامه بوشهر، دکتر سید جعفر حمیدی، بوشهر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *