نوشته‌ها

درنای خاکستری

درنای خاکستری را میشناسید؟ محل زندگی درنای معمولی کجاست؟ روز درنای خاکستری در تالاب میقان را شنیده اید؟ یکی از 552 گونه پرنده ثبت شده در ایران درنای معمولی است. اگر قصد پرنده نگری و جستجوی درنای خاکستری در تالاب های ایران را دارید این مطلب را بخوانید.

درنای خاکستری

درباره درنای خاکستری

درنای خاکستری یکی از پرندگان زیبای ایران است. این پرنده در پاییز و زمستان مهمان تالاب های امن کشورمان است. درناهای خاکستری که نام انگلیسی آنها Commom Crane است, از خانواده درنا ها هستند. زمانی که نام درنا را میشنوید ممکن است نام امید, تنها درنای سیبری را یادآور شوید. بله آنها از یک خانواده هستند!!
قامت درنا ها بین 100 تا 150 سانتی متر است. رنگ خاکستری این پرنده, نوار پهن سفید رنگ طرفین سر آنها و لکه قرمز رنگ پشت سرشان, نقش مهمی درشناسایی درنای خاکستری دارند. فراموش نکنید که نر و ماده درنای خاکستری تفاوتی ندارند.
توجه داشته باشید؛ درناها گردن خود را هنگام پرواز کاملا صاف نگه میدارند به خصوص زمانی که احساس خطر میکنند.

تغذیه: درنای معمولی از جانداران کوچک مانند: قورباغه ها, مارها, حشرات و همچنین دانه و ساقه بعضی از گیاهان تغذیه میکنند.
زیستگاه: زیستگاه عمده این پرنده مراتع پست و مرطوب است. اگر به دنبال درنای خاکستری میگردید بی شک در اطراف دریاچه های کم عمق و تالاب ها دیده میشوند.

تولید مثل درنای خاکستری

درنای خاکستری, پرندگانی تک همسر هستند و تا پایان عمر با جفت خود میمانند. اما این وفاداری باعث شده است میزان زاد و ولد آنها کم باشد. نتیجه هربار زادآوری این درنا, دو تخم میباشد و جوجه ایی که قدرت بیشتری داشته باشد زنده خواهد ماند.
رقص جفتگیری درنا ها بسیار معروف است. کورتشیپ دیسپلی یا رقص جفت گیری, حرکاتی هستند که پرنده نر برای جلب رضایت ماده انجام میدهد.
نکته جالب در مورد درنای معمولی این است که این پرنده اگر سالها با جفت خود زندگی کند باز هم قبل از جفت گیری, رقص و حرکات مزون را انجام میدهد.

مهاجرت درنای خاکستری

همانطور که میدانید بیش از دو سوم پرندگان ایران مهاجر هستند. این درنا نیز سالانه در مسیر مهاجرت خود به ایران می آید. درناها در زمان مهاجرت به صورت گله های 400 تایی از سواحل شمالی اروپا و سیبری به سمت عرض های جنوبی پرواز میکنند.
درناهایی که در فصل زادآوری فرصت جفت یابی و تولید مثل را از دست داده اند, زود تر از دیگر درناها مهاجرت را آغاز میکنند.
همچنین جوجه های درنای خاکستری در اولین مهاجرت خود همراه پدر و مادر, مسیر را طی میکنند.
در تحقیقات اخیر متوجه شده اند؛ فصل مهاجرت یکی از خطرناک ترین زمان های عمر یک درنا خاکستری است چراکه زیستگاه ها در طول مسیر نابود شده اند و یکی از اصلی ترین دلایل کاهش جمعیت این پرنده است.
این پرندگان میتوانند بیش از 200 مایل در روز را در فصل مهاجرت پرواز کنند و برای تغییر ارتفاع از ترمال ( اختلاف ارتفاع هوای گرم و سرد) استفاده میکنند.

درنای خاکستری

روز درنای خاکستری در تالاب میقان

اما روز درنای خاکستری چه روزی است؟ 15 آبان به دلیل حضور تعداد زیادی از این پرنده در تالاب میقان, روز درنای خاکستری نام گرفت. داستان تالاب میقان و مهمان های او قدمت چندین ساله دارد. آسمانی با هزاران درنای مهمولی میقان را به یکی از نقاط قابل توجه برای دیدن این پرنده تبدیل کرده است.
نه تنها در آبان ماه در فصل مهاجرت میتوانید این پرنده را در تالاب های کشور مخصوصا تالاب میقان اراک مشاهده کنید, بلکه در زمان برگشت, بعضی از درناهای خاکستری برای استراحت در این تالاب ها فرود می آیند.

خلاصه

درنای خاکستری پرنده ایی کاملا اجتماعی است و آنها را به صورت دسته های بزرگ و کوچک در برنامه های پرنده نگری خواهید دید. درجه حفاظتی درنای معمولی یا درنای خاکستری در مرحله کمترین نگرانی (LC) قرار دارد. امید بر اینکه وضعیت درنای معمولی در ایران با کاهش جمعیت آن ها رو به رو نشود. تا بتوانیم از طریق برنامه های پرنده نگری این پرنده زیبا را به دیگران معرفی کنیم.

امید، ناامید ترین پرنده دنیا

به نقل از ایمان ابراهیمی در اصفهان زیبا

امید

از سال 1387 که جفتش را با تیر در حین پرواز زدند تا کنون تنهای تنها هر زمستان پس از حدود 5 هزار کیلومتر مهاجرت و گذر از 5 کشور برای زمستان گذرانی به منطقه ی فریدونکنار ایران می آید. برای اینکه حس این پرنده تنها را درک کنید، تصور کنید که 9 سال تمام هیچ انسانی جز خودتان را نبینید. 9سال باشد که روی زمین تنها باشید.

امید یک درنای سیبری است. درنای سیبری گونه ای از خانواده درنایان است که در میان درناها یکی از طولانی ترین مهاجرت ها را دارد. همچنین یکی از در معرض خطر انقراض ترین آن هاست. درنای سیبری پرنده ای بزرگ جثه است. به طوری که قدش در حالت ایستاده حدودا بین 135 تا 140 سانتی متر است. یعنی هم قد یک انسان کوتاه قد. طول بال این درنا در حین پرواز بین 210 تا 230 سانتی متر است. یعنی بلند تر از یک انسان بلند قد. وزن عادی یک درنا نیز بین 4/9 تا 8/6 کیلوگرم است. غذای اصلی این گونه مواد گیاهی است و اگر گیاهی نباشد، از ماهی ها و حشرات و جوندگان تغذیه می کند. درناهای سیبری به طور متوسط 2 تخم می گذراند که تنها یکی از جوجه ها بزرگ می شود.

امید کیست؟

مانند دیگر زندگی نامه ها از خانواده وی شروع کنیم. امید در خانواده ای بسیار کم جمعیت متولد شد؛ خانواده 12-10 نفره. او آخرین بازمانده از جمعیت غربی درنای سیبری در دنیا است. درنا های سیبری مجموعا سه جمعیت در دنیا داشتند. جمعیت شرقی، مرکزی و غربی. جمعیت شرقی آن ها پرجمعیت ترین آن ها بوده و هست که مهاجرت سالیانه آن ها هر سال از غرب سیبری به دریاچه پویانگ در چین است. جمعیت غربی و مرکزی بهار و تابستان را نزدیک به هم و در حاشیه رود اوب در غرب سیبری می گذرانند و با آمدن فصل سرما همه مسیر خود را به سمت جنوب آغاز می کنند. جمعیت مرکزی مسیر خود را به سمت هند ادامه می دادند و جمعیت غربی آن ها از سمت غرب دریای خزر وارد ایران می شدند و خود را به تالاب های دست ساز فریدونکنار می رساندند.

وضعیت کنونی درناهای سیبری در دنیا

جمعیت مرکزی درنای سیبری امروز به کلی نابود و منقرض شده است. احتمالا اولین سرشماری موثق از این جمعیت در هند در سال 1974 انجام شد که 75 بال شمارش شد. این تعداد هر سال به دلیل شکار و آلودگی زیستگاه کمتر شد. با افزایش ناآرامی ها و جنگ در منطقه و به خصوص جنگ در افغانستان، تعداد آن ها به شدن کم شد به طوری که در سال 1996 تنها یک جفت شمارش شد. این جفت تا سال 2002 به تنهایی به هند می آمدند و پس از آن دیگر دیده نشدند. مرگ این آخرین جفت از جمعیت مرکزی درنای سیبری به معنای نابود شدن کامل این جمعیت بود.

در ارتباط با تاریخ جمعیت غربی درناهای سیبری و مسیرهای مهاجرت آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست. گمان می رود روزگاری جمعیت های صدها عددی آن ها تا رود نیل در مصر هم برای زمستان گذرانی می رفتند. احتمالا اولین سرشماری موثق آن ها مربوط به سال 54 در ایران بود که 18 عدد شمارش شد. این تعداد برای ادامه بقای این جمعیت بسیار کم بود. تحقیقات و حفاظت از این گونه از همان زمان آغاز شد. با وجود تلاش ها، این جمعیت روند کلی رو به کاهش را شروع می کند که اصلی ترین دلیل آن حضور آن ها در تالاب دست ساز فریدونکنار بود که از اساس برای کشتار دسته جمعی پرندگان توسط مردم بومی ساخته شده است. منطقه ای که سیاه چاله پرندگان مهاجر نام گرفته و دامگاه داران منطقه به سختی از گرفتن جان یک پرنده حاضرند بگذرند و هر آنچه قابل خوردن باشد را می کشند. تعداد درناهای سیبری روند نزولی خود را ادامه داد تا اینکه در سال 86 تنها 3 عدد درنا در منطقه باقی می ماند. در همان سال یکی از همین 3 عدد هم تیر می خورد. جفت امید هم در سال 87 احتمالا شکار می شود (لاشه اش هیچگاه یافت نشد) و در نتیجه امید تنها می شود.

جمعیت شرقی درناهای سیبری نیز روند رو به کاهش دارند. 95 درصد آن ها زمستان را در دریاچه پویانگ چین می گذرانند که این دریاچه به دلیل سد های ساخته شده بر روی ورودی آن (رودخانه یانگ تسه) و توسعه کشاورزی و به تبع آن افزایش استفاده از سموم کشاورزی در منطقه رو به نابودی زیستی است. به طوری که جمعیت درناهای آن  از 3750 عدد در سال 2008 به 3400 عدد در سال 2012 رسید. اگر این روند رو به کاهش ادامه پیدا کند با نابود شدن این جمعیت از درنای سیبری، درنای سیبری برای همیشه منقرض خواهد شد.

امید چه سرنوشتی در پیش رو دارد؟

میانگین دقیق سن یک درنا در طبیعت مشخص نیست. از عمر آن ها در اسارت گزارش هایی حتی تا 62 سال و 83 سال هم وجود دارد اما به نظر می رسد عمر آن ها در طبیعت در بهترین شرایط به سختی از 30-35 سال فراتر می رود. امید عمری حدودا 20 ساله دارد. اگر این عمر را در کنار مهاجرت تنهای وی و خطراتی که یک پرنده تنها را در مسیر 5000 کیلومتری تهدید می کند بگذاریم، به نظر نمی رسد امید سال های زیادی از عمر خود را پیش رو داشته باشد. از آن جایی که تمامی طرح های بزرگ و کوچک برای احیای جمعیت این گونه در ایران به شکست منجر شده، امید به ازدواج و بقای نسل هم امیدی ندارد. حاصل عدم کنترل شکار و صید در منطقه فریدونکنار، امروز دیدن تنها ترین و نا امید ترین پرنده دنیا در ایران است.

معرفی درنای طناز: خصوصیات، مهاجرت و وضعیت آن در ایران

گرد آورنده: ایمان ابراهیمی

تصاویر: محمود کلنگری،مدیر عامل موسسه آوای درنای خاکستری، اینترنت

درنای طناز یکی از سه گونه درنای ایران است. محل زادآوری درنای طناز در فصل جوجه آوری، شمال و حاشیه ی دریای خزر، از دریای سیاه و قسمت هایی از ترکیه گرفته تا شمال شرقی چین میباشد. درنای طناز با حدود 85 تا 100 سانتی متر قد و طول بال 155 تا 180 ساتی متر و وزن 2 تا 3 کیلوگرمی، کوچکترین و سبک ترین گونه ی درنا در دنیا محسوب میشود. در میان درنا های ایران بسیار مشابه به درنای خاکستری است و همانند درنای خاکستری رقصی بسیار زیبا و دیدنی دارد اما با اندازه ای کوچکتر و پرهایی کشیده و سفید پشت چشم که از سر آویزان است و در بالغین دیده میشود. درنای طناز همچنین از جمله پرندگان تک همسر است. به این معنا که یک نر و ماده معمولا تا آخر عمر با هم میمانند. سالانه به طور میانگین دو تخم میگذارند و فرزند آن ها معمولا 8 تا 10 ماه طول میکشد تا به استقلال کامل از والدین برسد. عمر آن ها در اسارت و با شرایط مناسب حدود 27 سال است گرچه گزارشاتی از عمر آن تا 67 سالگی نیز موجود است! عمر درنای طناز در طبیعت تا حد زیادی ناشناخته مانده است. غذای آنها طیف گسترده ای از مواد غذایی را شامل میشود و گرچه عموما گیاه خوار و دانه خوارند اما برای تگمیل و تامین مواد غذایی مورد نیاز خود از انوع جانوران نیز تغذیه میکنند.

زیستگاه های مورد علاقه ی درنای طناز شامل طیف گسترده ای از زیستگاه ها شامل مناطق بیابانی، دشتی و علف زار ها و کشتزار هاست اما مانند بسیاری دیگر از درنا ها وابستگی کاملی به نزدیکی به آب دارد. به این معنا که هرجا درنای طناز را ببینید نهایتا چند صر متری اش دریاچه و یا تالابی مشاهده میکنید. آن ها در زمان زادآوری مکان هایی را انتخاب میکنند که دارای پوشش گیاهی به قدری بلند باشد که تخم آن ها کاملا در میان علف ها پنهان باشد و از طرفی آن قدر هم بلند نباشد که مانع دید آن ها به شکارگرانشان شود.

امروزه درنا های طناز سراسر دنیا را بیش از هر چیز تخریب زیستگاه و استفاده ی بی رویه از سموم کشاورزی تهدید میکند. خشک شدن سریع تالاب ها و نابود شدن آن ها در کشور های آسیایی باعث کاهش جمعیت و تغییر رفتار های اجباری این گونه شده است. نزدیکی این گونه به سکونت گاه های انسانی و حتی بعضا زمستان گذرانی و زادآوری در زمین های کشاورزی و حاشیه ی آن، درنای طناز را در مقابل استفاده از سموم کشاورزی بسیار آسیب پذیر کرده است.

درنای طناز سالانه یکی از سخت ترین مهاجرت های شناخته شده در میان پرندگان را انجام میدهد. با شروع فصل سرما آن ها در گله هایی بزرگ، تا 400 بال با هم مهاجرت را آغاز میکنند. مهاجرتی طولانی و با ایستگاه های استراحت معدود. درنا ها طناز به طور کلی دو مسیر متفاوت مهاجرت دارند. گروهی از آن ها که در شمال و شمال شرق آسیا زندگی میکنند سالانه برای زمستان گذرانی به سوی شب جزیره ی هند رهسپار میشوند که مسیر آن ها از کوه های هیمالیا رد شده و یکی از اعجاب انگیز ترین صحنه های خلقت را پدید می آورند و از سخت ترین و ترسناک ترین شرایط ممکن عبود کرده و در حین مهاجرت ناچارا تا ارتفاع 7900 متری هم بالا میروند و بسیاری از آنان در این شرایط سخت به دلایل مختلف از جمله گرسنگی، سرما زدگی، طوفان و طعمه ی پرندگان شکاری شدن از بین میروند. در نهایت عمده ی آن ها در ایالت راجستان هند و در منطقه ی کیچان، در حالی که به گرمی مورد استقبال مردم قرار میگیرند و حتی توسط آن ها بعضا تغذیه میشوند زمستان خود را میگذرانند. درنا های طناز در فرهنگ و ادبیات مردم راجستان و شمال هند اهمیت ویژه ای دارند. در هند آن ها را “کونج” نامیده و از مظاهر زیبایی به شمار میروند. در این منطقه درنای طناز مثالی برای زیبایی بی انتها و شجاعت فراوان در سفر است.

و اما گروه دیگر. درناهای طنازی که در غرب دریای خزر و جلگه ی رود ولگا زادآوری میکنند، برای زمستان گذرانی مهاجرتی طولانی را به سمت مناطق شمال شرقی و شمال آفریقا آغاز میکنند. برای مثال یک درنای طناز نابالغ که در اوکراین حلقه گذاری شد، در فصل زمستان در سودان پیدا شد (vogelwarte 26:200; gramp and simmons,1980). اگر از گزارش هایی از مشاهده ی این پرنده در استان فارس در گذشته ها بگذریم، در ایران تعداد محدود و کمی از این جمعیت از درناهای طناز که از سمت ولگا به سمت عراق میروند تا از آنجا به مقصد خود یعنی آفریقا ادامه مسیر دهند، هر ساله در حال گذر، از شمال غربی ایران و تالاب های این منطقه از ایران عبور میکنند. مدت ماندن آن ها در ایران بسیار محدود است و به صورت گذری تنها برای استراحت در ایران توقف دارند. دیدن این جمعیت در ایران سال ها است که عادی است اما سال گذشته این گونه در تالاب میقان در استان مرکزی و در نزدیکی شهر اراک مشاهده گردید که سوال های بسیاری را به ذهن آورد. عمده فرضیه ها در ارتباط با علت حضور این گونه در این منطقه در سال گذشته مرتبط با گم شدن پرنده و حضور اتفاقی آن در این تالاب بود اما در روز های گذشته خبر مشاهده ی دوباره ی آن در این تالاب توسط محمود کلنگری، مدیر عامل موسسه آوای درنای خاکستری سوال ها وفرض های دور از ذهن تر و جالب تری را به ذهن آورده است. آیا مسیر مهاجرت درنا های جمعیت غربی در حال تغییرات است؟ آیا این درنا متعلق به جمعیتی دیگر بوده که قبلا مشاهده نگردیده و با خشک شدن زیستگاهش به تالاب میقان پناه آورده است؟ و یا میتوان احتمال بسیار دور از ذهن اینکه این درنا متعلق به جمعیت شرقی است را تصور کرد؟ مجموع این سوالات، خبر مشاهده ی این گونه در تالاب میقان را به خبری مهم تبدیل کرده که کنجکاوی بسیاری از محققان و علاقه مندان را برانگیخته است.

درنای طناز در تالاب میقان