مطالب این بخش در ارتباط با اخبار و گزارشات آخرین فعالیت های انجمن پرنده شناسان آوای بوم است که اغلب آن ها مرتبط با پرندگان و پرنده نگری است.

برگزاری کارگاه آموزش حفاظت پرندگان برای محیط‌بانان خراسان رضوی در خواف

کارگاه تخصصی «آموزش حفاظت پرندگان» با حضور محیط‌بانان خراسان رضوی، به میزبانی اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان خواف در آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. در این برنامه، ایمان ابراهیمی از انجمن آوای‌بوم به‌عنوان مدرس دوره به ارائه مباحث تخصصی پرداخت.

محتوای کارگاه شامل  تشخیص تهدیدها، روش‌های پایش و ثبت داده‌های میدانی، ایمنی در بازدیدهای صحرایی، اصول رفتارشناسی پرندگان، و نقش محیط‌بانان در حفاظت زیستگاه‌های حساس بود. این دوره در ادامه مجموعه‌ای از آموزش‌های تخصصی برای ارتقای مهارت‌های محیط‌بانان استان برگزار شد.

در بخش میدانی، شرکت‌کنندگان از تالاب سیرخون بازدید کردند؛ تالابی کوچک اما مهم در مسیر مهاجرت پرندگان آبزی. در این بازدید، وضعیت فعلی تالاب، جمعیت گونه‌های مشاهده‌شده و ظرفیت‌های حفاظتی منطقه بررسی شد. همچنین امکان‌سنجی اولیه برای ارتقای ارزش حفاظتی سیرخون و جایگاه آن در شبکه تالاب‌های فصلی شرق کشور مورد مطالعه قرار گرفت.
طبق ارزیابی‌های اولیه، ظرفیت‌های قابل توجهی در تالاب وجود دارد و بررسی‌های تکمیلی در حال انجام است.

این برنامه با همراهی و مشارکت محیط‌بانان خواف و رصد میدانی گونه‌های مهاجر، گامی در جهت ارتقای آموزش و تقویت حفاظت از زیستگاه‌های حساس در منطقه به شمار می‌رود.

کارگاه «اصول پروپوزال‌نویسی در حفاظت محیط‌زیست» در چهارمحال و بختیاری برگزار شد

کارگاه آموزشی «اصول پروپوزال‌نویسی در حفاظت محیط‌زیست» روز گذشته در سالن اجتماعات اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان چهارمحال و بختیاری با تدریس و تسهیلگری ایمان ابراهیمی بنیانگذار انجمن آوای بوم برگزار شد. این کارگاه با هدف ارتقای توانمندی فعالان، کارشناسان و اعضای سازمان‌های مردم‌نهاد در طراحی پروژه‌های علمی و اجرایی برای حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی برگزار شد.

این برنامه به میزبانی اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان و با حضور علاقه‌مندان، نمایندگان خانه‌های محیط‌زیست، کارشناسان و رؤسای ادارات شهرستان‌های مختلف برگزار شد. شرکت‌کنندگان از شهرها و مناطق گوناگون استان در این گردهمایی آموزشی حضور یافتند.

در ابتدای کارگاه، مفاهیم پایه‌ای در مورد چرایی و اهمیت پروپوزال‌نویسی در حوزه حفاظت مطرح شد. سپس به این موضوع پرداخته شد که چرا بسیاری از ایده‌های خوب به نتیجه نمی‌رسند و چگونه می‌توان با یک پروپوزال قوی، ایده‌ای را به مرحله‌ی اجرا و جذب حمایت رساند.

در ادامه، شرکت‌کنندگان با ساختار استاندارد پروپوزال‌های حفاظتی آشنا شدند. بخش‌های مختلفی مانند عنوان و خلاصه پروژه، بیان مسئله، اهداف کلی و ویژه، روش اجرا، زمان‌بندی، بودجه و شیوه ارزیابی و نظارت تشریح شد. همچنین، اهمیت منطق درونی هر طرح—از «مسئله» تا «نتیجه مورد انتظار»—و ارتباط بین اجزا به‌صورت گام‌به‌گام توضیح داده شد.

از دیگر بخش‌های مهم کارگاه، بررسی منابع مالی و فراخوان‌های مرتبط با حفاظت محیط‌زیست بود. در این بخش، نمونه‌هایی از نهادها و برنامه‌های بین‌المللی معرفی شد که از طرح‌های محلی حمایت می‌کنند، از جمله برنامه‌های کوچکی مانند Rufford Foundation و Conservation Leadership Programme، تا برنامه‌های بزرگ‌تر نظیر UNDP-GEF Small Grants Programme.

در بخش عملی کارگاه، شرکت‌کنندگان در چهار گروه با موضوع‌های «آموزش»، «مناطق حفاظت‌شده»، «قانون‌گذاری» و «حفاظت گیاهان» تقسیم شدند و هر گروه مرحله‌به‌مرحله ایده‌ای واقعی را به‌صورت یک پروپوزال تدوین کرد. در این فرایند، شرکت‌کنندگان یاد گرفتند چگونه اهداف قابل اندازه‌گیری تعریف کنند، فعالیت‌ها را بر اساس منابع در دسترس تنظیم کنند و بودجه‌ای شفاف و منطقی بنویسند.

در بخش پایانی، مدرس کارگاه تأکید کرد که «بسیاری از ایده‌های ارزشمند به دلیل ضعف در نگارش پروپوزال نادیده گرفته می‌شوند» و افزود:

«یک پروپوزال موفق قبل از آن‌که داور یا نهاد حمایتی را قانع کند، باید خودِ مجری را قانع کرده باشد. اگر نویسنده‌ی طرح خودش به سؤالات کلیدی پاسخ نداده باشد، هیچ بررسی‌کننده‌ای قانع نخواهد شد.»

فضای کارگاه تجربه‌محور و گفت‌وگومحور بود و شرکت‌کنندگان با طرح پرسش‌ها، مثال‌های واقعی از پروژه‌های خود و تحلیل نمونه‌های موفق، مباحث را به‌صورت کاربردی دنبال کردند.

تخریب لانه‌ی پرندگان وحشی در ساحل زاینده‌رود

لایروبی زاینده‌رود بدون هیچ دلیل منطقی

پاییز 1404 همراه شد با وقایع تلخی برای زاینده‌رود در شرق اصفهان. پیمانکاران گرسنه و بی‌نوا تابوت زاینده‌رود را سوزاندند، صدها لانه‌ی پرندگان وحشی تخریب شد، ده‌ها گونه پرنده‌ی وحشی بار دیگر آواره شدند و آخرین پایگاه پرنده‌نگری و مطالعات پرنده‌شناسی در شهر اصفهان از بین رفت.

پیش از این داوطلبان پرنده‌نگری در اصفهان به مدت ده سال بیش از چهل تور پرنده‌نگری در آخرین ساحل طبیعی باقیمانده‌ از زاینده‌رود برگزار کرده بودند که تعداد زیادی از شهروندان پیر و جوان و زنان و مردان علاقمند به حفاظت از طبیعت در همین مسیر با پرنده‌نگری آشنا شدند.

پرنده نگری در ساحل زاینده رود

 

آخرین ساحل طبیعی بازمانده از زاینده‌رود

در انتهای شرقی شهر اصفهان جایی که زاینده‌رود از شهر خارج می‌شود دقیقا بعد از تصفیه‌خانه‌ی فاضلاب، رودخانه‌ی مرده‌ی زاینده‌رود به مدد پساب خروجی از تصفیه‌خانه که در بستر رودخانه جاری می‌شود به حیات در حال اغماء خود ادامه می‌دهد.

این آخرین زیستگاه طبیعی زاینده‌رود در شهر اصفهان بود که گیاهان بومی زاینده‌رود را حفظ نموده و تنها مامن و ماوای پرندگان مهاجر خسته‌ای بود که چند روزی در این شهر مهمان می‌شدند. همچنین نیزارهای زیبای ساحلی برای قرن‌ها محل زادآوری پرندگان بودند که هر سال در بهار تعداد زیادی جوجه در همین نیزارها متولد می‌شدند.

 

 

تنوع زیستی و ارزش‌های بوم‌شناسی

این بخش از رودخانه به دلیل آلودگی‌های موجود در پساب جاری شده سال‌ها بود که ماهیان بومی، قورباغه‌ها  و مارهای زاینده‌رود را میزبانی نمی‌کرد اما گیاهان بومی زاینده‌رود و برخی گونه‌های آبزی همانند لاک‌پشت‌ها با این شرایط وفق پیدا کرده بودند.

پوشش گیاهان بومی در کنار همان پساب نصفه نیمه و مرده و سیاه علاوه بر تامین غذای پرندگان از طریق جذب حشرات، فضاهای امنی نیز برای زادآوری و استراحت پرندگان مقیم و مهاجر فراهم می‌نمود. بطوریکه هر ساله تعداد زیادی از گونه های کنارآبزیان و گنجشک‌سانان در این پوشش گیاهی آشیانه‌سازی و زادآوری می‌کردند.

 

پرنده‌ی شاخص این منطقه چنگر ‌نوک ‌سرخ بود که مقیم منطقه بود و تمام طول سال در همین پوشش گیاهی زندگی و زادآوری می‌کرد.

حضور ده‌ها گونه از پرندگان وحشی مهاجر در همین منطقه در طی سالها به ثبت رسیده بود. از خانواده‌ی کنارآبزی‌ها انواع حواصیل‌ها، سلیم‌ها، آبچیلیک‌ها، انواع کشیم‌ها، اردک‌های سرسبز و خوتکاها و بسیاری از گنجشک‌سانان همانند سهره‌ها و توکاها و دمجنبانک‌ها و زردپره‌ها در این سواحل زندگی، تغذیه، زادآوری و استراحت می‌کردند.

همچنین در ساختمان‌های قدیمی کنار ساحل جغد کوچک، پرستوها و بادخورک‌ها آشیانه داشتند. پری شاهرخ، زنبورخوارگلوخرمایی و چند گونه از پرندگان شکاری نیز در این منطقه مشاهده می‌شدند.

در اطراف همین نیزارها روباه، شغال و خدنگ کوچک نیز زندگی و تغذیه می‌کردند که باعث می‌شد هرم‌های شکار و تغذیه تشکیل و چرخه‌ی حیاتی گیاهان‌بومی، حشرات و پرندگان نیز در جریان باشد.

در مجموع ارزش‌های تنوع زیستی و بوم‌شناسی این منطقه و فضای مناسبی که برای مطالعات عکاسان و دوستداران حیات وحش فراهم می‌نمود بعنوان آخرین سواحل باقیمانده در حاشیه شهر به آسانی قابل ارزیابی نیست.

سلیم طوقی کوچک در کنار زاینده‌رود

چه بر سر رودخانه آمده است

تاریخچه نابودی زاینده‌رود بر هیچکس پوشیده نیست. آخرین بار در سال‌های نه چندان دور در حوالی دهه‌ی 1380 زاینده رود دارای بوم‌سازگان بی‌نظیری بود.

انواع ماهیان بومی، مارها و دوزیستان در آن می‌زیستند. چندین گونه گیاه بومی آبزی و کنارآبزی در طول سواحل این رود پراکنده بود.

لاک‌پشت‌ها در نیزارها زادآوری داشتند و هزاران پرنده از صدها گونه برای گذران زمستان به این رود می‌آمدند و در تعقیب گرمای بیشتر به شهر می‌رسیدند و چهره و محیط بی‌نظیری برای گردشگری و سایر مشاغل وابسته فراهم می‌نمودند.

لاک پشت های زاینده‌رود

ماهی بومزاد آفانیوس اصفهان در اطراف پل خواجو و سی و سه پل به وفور دیده می‌شد. این گونه ماهی که در هیچ کجای دنیا وجود ندارد هم‌اکنون در جمعیتی بسیار شکننده در چشمه ها و قنات‌های کویر حاشیه گاوخونی به سختی به حیات خود ادامه ‌می‌دهد.

در نهایت جریان رود در بالادست منحرف شد و صدها کیلومتر از طول آن در گذر از شهرهای مختلف از جمله اصفهان خشکید و آن جریان حیات غنی کاملا از بین رفت.

چه بر سر آخرین سواحل در شرق اصفهان آمد

پس از گذشت دهه‌ها از خشک شدن زاینده‌رود تمامی چرخه‌های زیستی از طول مسیر آن رخت بربست اما در شرق اصفهان پساب خروجی از تصفیه خانه‌ی فاضلاب بر بستر رود جاری می‌شد و جریان حیات گیاهان بومی و جانداران منطقه را به سختی حفظ می‌نمود.

در پاییز 1404 بستر رودخانه در شرق اصفهان کف‌تراشی و لایروبی شد و تمامی چندهزار متر مربع نیزارهای زنده و سرحال و زیبای آن که آشیانه چنگرها بود تراشیده شد و به تلی از زباله در کنار رود تبدیل گردیده و در همان‌جا رها شد.

اینجا آخرین پایگاه پرنده‌نگری در شهر اصفهان بود که علاقمندان به محیط زیست و عکاسان حیات وحش را به سوی خود می‌کشاند و زایندگی، بخشندگی و سخاوت زاینده‌رود را به رخ می‌کشید و در عین حال هزاران جاندار مختلف از گونه‌هایی بی‌شمار را میزبانی می‌کرد.

پرنده نگری در زاینده‌رود

سخن آخر

آیا آنکس که دستور لایروبی را صادر کرده و بودجه آن را فراهم کرده انگیزه‌ای واقعی و قابل اعتنا داشته یا فقط برای پر کردن جیب‌ها یا خالی نبودن عریضه این طرح نابخردانه اجرا شده؟

آیا آن فردی که بر پشت فرمان ماشین آلات به بستر رودخانه رفته و کف‌تراشی می‌کند و همزمان می‌بیند که صدها چنگر نوک سرخ پا به فرار گذاشته و آواره می‌شوند و اغلب گرفتار سگ‌های ولگرد شده و جان شیرین‌شان را از دست می‌دهند، چگونه می‌تواند به کار خود ادامه دهد؟

در پایان مشاهده این حجم از ویرانی در سیستم تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری سازمان‌ها ما را به این فکر فرو می‌برد که ما به کجا می‌رویم؟

 

رودخانه زاینده‌رود پس از لایروبی

رودخانه زاینده رود پس از لایروبی

تمام تصاویر این صفحه توسط انجمن آوای بوم در سواحل زاینده رود در شرق اصفهان تهیه شده است.

پرنده نگری همراه با کودکان پیش دبستانی

زمان و مکان برنامه

در روز یکشنبه مورخ 4 آبان 1404 یک برنامه پرنده نگری برای 12 کودک پیش دبستانی از مدرسه سرزمین قصه ها برگزار گردید.

این اولین برنامه پرنده نگری انجمن آوای بوم در سواحل رودخانه زاینده رود در شرق اصفهان پس از لایروبی رودخانه و از بین رفتن نیزارهای آن بود.

برنامه از ساعت 8:30 صبح آغاز و در ساعت 10:30 به پایان رسید.

کیفیت برنامه

متاسفانه به دلیل لایروبی رودخانه و نابودی زیستگاه پرندگان برنامه از کیفیت همیشگی برخوردار نبود. همچنین سطح منطقه به دلیل رفت و آمد بیش از حد خودروهای سنگین بسیار خاک آلود و نامناسب برای طبیعت گردی شده بود.

رودخانه نیز که هم اکنون مقدار کمی از پساب خروجی از تصفیه خانه فاضلاب شرق اصفهان بر بستر آن جاری است به دلیل فقدان نیزارهایی که در جریان لایروبی از بین رفته اند شاهد حضور تعداد گونه های اندکی از پرندگان است.

گونه های مشاهده شده

در این برنامه تعداد 6 گونه پرنده به شرح زیر مشاهده گردید و برای بچه ها توضیحات لازم ارائه شد.

– هدهد   – دمجنبانک شکم زرد    – دمجنبانک خاکستری

– آبچیلیک تک زی   – کلاغ سیاه    – کلاغ ابلق

 

نابودی نیزارها در جریان لایروبی باعث خروج و از بین رفتن تعداد زیادی چنگر نوک سرخ که همیشه در این منطقه حضور داشتند گردیده است.

لاک پشت های منطقه نیز در فقدان نیزارها به گونه ای آواره در کناره های رود سرگردان هستند.

 

بازدید از لانه دارکوب

طی بازدید از لانه دارکوبی که در مسیر پرنده نگری بود مشاهده گردید که سوراخ ورودی لانه با اره بریده شده و احتمالا جوجه های سار که آخرین بار از این لانه  استفاده میکرد ربوده و لانه تخریب شده بود.

فقدان نیزارها نیز وجود هرگونه آشیانه پرندگان را منتفی کرده است.

 

 

دلنوشته ای برای پرنده نگری

یکی از اولیاء دبستان که کودکان را همراهی میکرد پس از شرکت در این برنامه مشاهدات و مطالب خود را برای ما ارسال نموده که در زیر عینا منعکس می شود:

 

***********************************

ادب پرنده‌نگری: درهم‌تنیدن تن و جهان

یکشنبه چهارم آبان‌ماه، در چارچوب پروژه «سفر کنجکاوی» مدرسه، همراه با نوآموزان، راهی طبیعت شدیم؛ سفری نه برای فتح، بلکه برای فهم. مقصد ما، پرندگان بودند؛ اما در واقع، خودمان را می‌بردیم تا در آینه‌ی پرواز، چیزی از خویشتن ببینیم. ذوقی مردم‌نگارانه در جانم شعله‌ور بود؛ دو هفته لحظه‌شماری کرده بودم برای لمس قصه‌هایی که در پرهای رنگین، در آوازهای صبحگاهی و در پروازهای بی‌مرز پرندگان نهفته‌اند.
هنوز طعم شیرین پرنده‌نگری را نچشیده بودم که خبری تلخ، کامم را آزرد. آقای ابراهیمی، سرتیم پرنده‌نگری و از عاشقان بی‌ادعای طبیعت، با اندوهی پنهان در گوشم زمزمه کرد: «این منطقه در اصفهان، زمانی یکی از غنی‌ترین زیستگاه‌های پرندگان بود؛ اما با تصمیمی نامعلوم، نی‌زارهایش را کنده‌اند و اکوسیستم، دچار تخریبی جبران‌ناپذیر شده است.» این داغ، بر دل هر آن‌کس نشست که به ادب طبیعت ایمان دارد.
با این حال، دوربین‌های دوچشمی را تحویل گرفتیم؛ نه برای شکار تصویر، بلکه برای آموختن. درس‌هایی که نه در کتاب‌ها یافت می‌شوند و نه در قفس‌ها. پرنده‌نگری، فقط دیدن پرنده نیست؛ تمرینی است برای نگریستن به جهان با «چشمانی مؤدب و بیدار».
از یوهان پالاسما آموخته‌ام که خواندن و نوشتن، تنها ابزار بالندگی نیستند؛ بلکه ادراک چندحسی و تجربه زیسته، به معنای دیلتایی آن، نقشی بنیادین در رشد انسان دارد. تجربه‌ی ربط با طبیعت، ربط با جریان خلاق آفرینش است؛ نوعی هم‌نوا شدن با هستی.
در همین نقطه، پرسشی در ذهنم جوانه زد: سفر چیست؟ این‌که سفر را جابجایی در فضا یا خلق یک گردش بدانیم، هنوز چیزی از معنا و تجربه‌ی سفر را نگفته‌ایم. حتی این‌که سفر، تعامل و مواجهه با دیگری است، درست است، اما کامل نیست. سفر، گشودگی است؛ گشودگی به هستی و فرارفتن از خود. قصه فقط بیرون آمدن از شهر و کاشانه نیست؛ بل بال گشودن و پرواز کردن است، از نقطه‌ای دیگر نگریستن، درنگیدن و پرسیدن. فقط مکان، فضا، آدم‌ها، طبیعت و فناوری‌ها نیستند که کانون توجه ذهن ما می‌شوند؛ گاه، حتی اغلب، خود «سفر» ما را مشغول می‌دارد: که چیست؟ چرا سفر می‌کنیم؟
اما سفر ما سفر پرنده‌نگری بود. اما چطور؟ پرنده‌نگری چیست؟
درباره پرنده‌نگری اطلاعاتی در گوگل می‌توانید کسب کنید اما به نظر من گوهر پرنده‌نگری در ادب در مقابل پرندگان جای دارد.
استاد فرهنگ رجایی در کتاب وزین «در ادب تعلیم و تربیت» به‌زیبایی می‌نویسد: ادب، همان وجدان بیدار ما در تعامل با جهان است. همان‌گونه که غذا خوردن یا سخن گفتن، آدابی دارد، تعامل با طبیعت نیز نیازمند آداب است. «ادب پرنده‌نگری»، لطیف‌ترین جلوه‌ی این تعامل مؤدبانه است.
یکی از مربیان تیم پرنده‌نگری، لابه‌لای صحبت‌هایش به نکته‌ای ظریف اشاره کرد: «در پرنده‌نگری، تلاش می‌کنیم لباس‌های هم‌رنگ طبیعت بپوشیم…» بلی، ادب پرنده‌نگری حتی بر پوشش ما نیز دقت دارد. این ادب، بر نگاهی نه صرفاً عرفی و دنیوی، بلکه بر نگاهی انسانی و متعالی تکیه دارد؛ معنویتی که جویای سعادت و شادی بشر است.
تماشای بی‌صدا و حضور بی‌مزاحمت، از اصول کار بود. ادب پرنده‌نگری، بر احترام به حریم خصوصی پرندگان استوار است. هرگونه دخالت، تعقیب، فریاد یا تغییر در زیستگاه آن‌ها، بی‌ادبی تلقی می‌شود، حتی اگر از سر شوق و علاقه باشد.
صلح با طبیعت، منشی بود که امروز تمرین کردم. در رفتار و منش آقای ابراهیمی، این صلح را به‌عینه دیدم؛ صلحی با پرنده بر شاخه، با آشیانه پنهان، و با پرواز جاری در آسمان. تخریب، شکار یا اسراف در طبیعت، در این نگاه، عین بی‌ادبی است. ایشان لانه‌ی پرنده‌ای را نشان ما داد که با عامل انسانی تخریب شده بود و از این بابت، غصه می‌خورد.
فروتنی در برابر نظم هستی، از فصل‌های یادگیری امروز من بود. آموختم که ادب پرنده‌نگری، هیچ گونه‌ای را برتر نمی‌داند؛ نه انسان بر پرنده، و نه پرنده بر انسان. هر موجودی جایگاه خود را دارد. پرنده‌نگری، تمرین فروتنی در برابر نظم شگرف و پیچیده‌ی طبیعت است.
در پایان، دریافتم که ادب پرنده‌نگری، فراتر از چند قانون ساده برای تماشا است. این تلاشی عامدانه و آگاهانه است برای همزیستی، مهرورزی بی‌ریا و پاکی در دل طبیعت. ادب پرنده‌نگری، «با هم بودن با هستی» است، نه سلطه بر آن.
این ادب، نیازمند «شهر پرنده‌نگر» است؛ شهری که درختانش محفوظ می‌مانند، تالاب‌هایش خشک نمی‌شوند، و آسمانش برای پرواز پرندگان باقی می‌ماند. شهری که در آن، کودکان با دوربین و دفترچه، نه با تفنگ و قفس، به سراغ پرندگان می‌روند و این را از ما بزرگ‌ترها می‌آموزند.
ادب پرنده‌نگری، ادب جهانداری و مراقبت از جهان است. این نگاه، «انسان‌ورزی» است نه انسان‌محوری. بکوشیم پرنده‌نگر باشیم، نه صرفاً پرنده‌بین. بکوشیم ادب و آداب این نوع نگاه را در هم آمیزیم و آن را به بخشی اصیل از زیست روزانه‌مان در تعامل با جهان تبدیل کنیم.

نوشته جناب آقای اعتصامی از اولیاء دبستان سرزمین قصه های اصفهان

***********************************

 

به‌روزرسانی فهرست قرمز پرندگان ۲۰۲۵: بازگردانی زیستگاه‌ها کلید مهار انقراض‌ها

بازگردانی زیستگاه‌ها؛ کلید کند کردن موج انقراض

 تازه‌ترین به‌روزرسانی فهرست قرمز پرندگان برای سال ۲۰۲۵ منتشر شد؛ ارزیابی‌ای که تصویر روشنی از وضعیت جهانی پرندگان نشان می‌دهد و روی یک پیام واحد تأکید می‌کند: اگر زیستگاه‌ها را حفظ و بازگردانی نکنیم، سرعت کاهش جمعیت‌ها بیشتر می‌شود.

چند عدد که باید بدانیم

  • در این چرخه، وضعیت ۱٬۳۶۰ گونه بازبینی شد و هشتمین ارزیابی جامع همه‌ی پرندگان تکمیل گردید.

  • از میان ۱۱٬۱۸۵ گونه ارزیابی‌شده، ۱٬۲۵۶ گونه، یعنی ۱۱٫۵ درصد، در سطح جهان «تهدید‌شده» هستند.

  • جمعیت ۶۱ درصد از گونه‌های پرندگان روند کاهشی دارد؛ این سهم در سال ۲۰۱۶ برابر با ۴۴ درصد بود.

این به‌روزرسانی یک خبر تلخ هم دارد: گیلانشاه خالدار که زمانی در سیبری غربی زادآوری می‌کرد و زمستان‌ها را اطراف مدیترانه می‌گذراند، اکنون منقرض‌ شده است؛ نخستین انقراض جهانی یک پرنده از خشکی‌های اروپا، شمال آفریقا و باختر آسیا.

ریشه‌ی مسئله و مسیر ترمیم

مهم‌ترین عامل کاهش‌ها، از دست رفتن و تخریب زیستگاه‌هاست؛ عمدتاً به‌دلیل گسترش و تشدید کشاورزی و بهره‌برداری از جنگل‌ها. کاهش سرعت تخریب ضروری است، اما کافی نیست. بازگردانی زیستگاه‌های تخریب‌شده همان حلقه‌ی گمشده‌ای است که می‌تواند بسیاری از جمعیت‌ها را دوباره روی ریل بهبود بگذارد.

درس‌هایی از میدانی که امید ساخته‌اند

جزیره‌ی گوآدالوپه، مکزیک: حذف گونه‌ی مهاجم و بازگشت جنگل

با ریشه‌کنی بزهای وحشی در سال ۲۰۰۷، جنگل‌های سرو فرصت نفس کشیدن پیدا کردند و سهره‌ی بومی گوآدالوپه که در دهه‌ی ۱۹۹۰ به ۵۰ تا ۱۰۰ فرد رسیده بود، امروز حدود ۳۳۰ تا ۸۰۰ فرد بالغ دارد و وضعیتش از «به‌ شدت در خطر» به «آسیب‌پذیر» بهبود یافته است. یک نمونه‌ی روشن از اینکه بازگردانی زیستگاه، جمعیت‌ها را برمی‌گرداند.

گولا، سیرالئون: کشاورزی جنگل‌دوست و نگهبانی از جنگل

شاخ‌کلاه‌سیاه آفریقایی به جنگل‌های قدیمی وابسته است. جنگل‌زدایی، وضعیت گونه را از «کمترین نگرانی» به «نزدیک تهدید» رسانده است. یک پروژه‌ی REDD+ با مشارکت جوامع محلی هم‌زمان دو کار می‌کند: ترویج کشاورزی و آگروفارستریِ سازگار با جنگل و تأمین گشت‌های حفاظتی برای کاهش شکار غیرقانونی. پیامی روشن: معیشتِ پایدار و حفاظت باید در کنار هم پیش بروند.

ماداگاسکار: فشار بر جنگل و ارتقای ریسک گونه‌ها

فشار بر جنگل‌های ماداگاسکار باعث شده ۱۴ گونه‌ی بومی جنگل به «نزدیک تهدید» و ۳ گونه به «آسیب‌پذیر» ارتقا یابند. از جمله اَسیتیِ اشلگل که فقط در جنگل‌های دست‌نخورده شمال‌غرب کشور یافت می‌شود و به‌علت جنگل‌زدایی سریع، بیش از ۳۰ درصد در هر دهه افت جمعیت دارد. اینجا هم پاسخ واقعی، تقویت حفاظت و بازگردانی زیستگاه است.

رودریگز، اقیانوس هند: بهبود چشمگیر فقط با بازگردانی

در جزیره‌ی دورافتاده‌ی رودریگز، احیای جنگل‌های بومی باعث جهش چشمگیر دو گونه‌ی بومی شد. جمعیت فنچ رودریگز به حدود ۲۰ هزار فرد و سِسک رودریگز به حدود ۲۵ هزار فرد رسیده و هر دو اکنون «کمترین نگرانی» ارزیابی می‌شوند آن هم بدون تکیه بر پرورش در اسارت یا مداخلات پرهزینه. فقط با بازگردانی و حفاظتِ زیستگاه.

این نتایج برای ایران چه معنایی دارد؟

پیام مشترک همه‌ی این نمونه‌ها ساده است: جلوگیری از تخریب و سرمایه‌گذاری جدی روی بازگردانی زیستگاه‌ها. در ایران، این «زیستگاه» فقط جنگل نیست؛ تالاب‌ها، دشت‌ها، بیابان‌ها و سواحل هم هستند. هر جا که فرسایش، خشکسالی، تغییر کاربری یا بهره‌برداری ناپایدار زیستگاه را تضعیف کرده، نسخه‌ی مؤثر همین است: احیای پوشش گیاهی بومی، مدیریت معیشت‌های پایدار، و حفاظت میدانی منسجم.
آوای‌بوم در پروژه‌های خود از تالاب‌ها تا دشت‌های مرکزی دقیقاً بر همین سه‌گانه تمرکز دارد و این گزارش جهانی، جهت‌گیری ما را تأیید می‌کند.

 

آپدیت ردلیست وضعیت پرنده ها در IUCN ۲۰۲۵

دیوارهای دشت ارژن میزبان غاز قرمز شدند

دشت ارژن بار دیگر شاهد گامی تازه در مسیر حفاظت از پرندگان و تالاب ارزشمندش بود. در ادامه‌ی پروژه‌ی «حفاظت از پرندگان تالاب ارژن از طریق انتخاب گونه‌ی پرچم» که چهار سال است به‌صورت گام‌به‌گام در حال اجراست، این بار دیوارهای روستا به بوم نقاشی تبدیل شدند و طرح‌هایی از غاز قرمز، نماد دشت ارژن، بر آن‌ها جان گرفت.

در این مرحله پنج دیوار شاخص روستا انتخاب شد و سه مورد از آن‌ها در طول سه روز کار گروهی نقاشی شدند. محل دیوارها به‌گونه‌ای انتخاب شده بود که بیشترین دید و اثرگذاری را بر اهالی و گردشگران داشته باشند: دیوار بازار روستا، ورودی دشت ارژن و دیوار کنار مدرسه. دو دیوار دیگر نیز در مراحل بعدی تکمیل خواهند شد.

یازده داوطلب از شش شهر ایران در این برنامه شرکت کردند؛ داوطلبانی که دو نفر از آن‌ها نقاش و گرافیست حرفه‌ای بودند. اما این تنها بخش ماجرا نبود؛ کودکان روستا نیز با قلموهای کوچک به جمع هنرمندان پیوستند و مردم محلی در تمام مراحل حضور داشتند. مشارکت آن‌ها نه لحظه‌ای، که مداوم بود: از کمک در نقاشی تا آوردن خوراکی، تأمین وسایل مورد نیاز، و استقبال گرم در خانه‌هایشان.

طرح‌های نقاشی‌شده تنها به غاز قرمز محدود نبودند؛ نمادهای آشنای تالاب ارژن نیز در کنار این پرنده نقش بستند تا پیوندی میان نمادهای زیستی و سرزمینی شکل بگیرد. بدین‌ترتیب دیوارها نه‌تنها رنگ تازه گرفتند، بلکه به زبان مشترکی میان مردم و طبیعت بدل شدند.

این اقدام، بیش از یک فعالیت هنری، تلاشی برای تقویت حس هویت و تعلق خاطر مردم به نماد روستای خود است. تجربه نشان داده است که زمانی‌که جامعه محلی خود را صاحب و نگهبان طبیعت بداند، حفاظت از آن ماندگارتر و موثرتر خواهد بود. هدف این مرحله نیز همین است: نزدیک‌تر شدن مردم به تالاب و پرنده‌ی پرچم آن تا مسیر حفاظت پایدار هموارتر شود.

بازتاب این حرکت تنها به دیوارهای روستا محدود نماند. رسانه‌های محلی با حضور در محل، تصاویر و گزارش‌هایی منتشر کردند و پیام این اقدام را به جامعه‌ای گسترده‌تر رساندند.

مشاهده‌ی بوبی نقابدار در جزیره قشم

در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۰ عصر، در سواحل روستای گامبرون جزیره قشم برای اولین بار یک بوبی نقابدار (Masked Booby – Sula dactylatra) مشاهده و ثبت شد.

این پرنده توسط کارشناس آوای‌بوم، فرنوش فرهادی شناسایی و تصویر زیبای آن توسط نازنین رحیمی گرفته شد.

نام «بوبی» از واژه اسپانیایی Bobo به معنای «ابله» یا «دلقک» گرفته شده، به خاطر رفتارهای بامزه‌ای مثل مدل راه رفتن و نترسیدن از انسان!
بوبی‌ها پرندگانی دریازی با جثه بزرگ هستند که معمولاً در جزایر گرمسیری زادآوری می‌کنند و به ندرت در سواحل سرزمین‌های اصلی دیده می‌شوند. این پرندگان ترس بسیار کمی از انسان دارند و می‌توان به راحتی به آن‌ها نزدیک شد.
در سنین نابالغ، صورت و گردن و پشت‌سر آن‌ها قهوه‌ای است و لکه‌های سفید نامنظمی بدنشان را پوشانده است.
این نخستین ثبت بوبی نقابدار در جزیره قشم است. این گونه معمولاً در اقیانوس‌های هند و آرام دیده می‌شود و حضورش در خلیج فارس بسیار نادر است.

 

 

ایمان ابراهیمی جایزه‌ی «قهرمان جوان تالاب‌های جهان» را دریافت کرد

در جریان پانزدهمین اجلاس کنوانسیون رامسر (COP15) که از ۲۱ تا ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ (۱۲ تا ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۵) در ویکتوریا فالز، زیمبابوه برگزار شد، ایمان ابراهیمی، بنیان‌گذار و مدیر پیشین انجمن آوای‌بوم، به پاس بیش از یک دهه تلاش برای حفاظت از تالاب‌ها و پرندگان آبزی، موفق به دریافت جایزه معتبر Young Wetland Champions Award شد. این جایزه توسط دکتر موسوندا مومبا، دبیرکل کنوانسیون رامسر، و در حضور نمایندگان بیش از ۱۰۰ کشور و ۴۰ سازمان بین‌المللی به وی اهدا گردید.

این موفقیت حاصل بیش از یک دهه فعالیت مستمر در پروژه‌های ملی و محلی است که با تمرکز بر پیوند دادن مردم با تالاب‌ها از طریق پرندگان شکل گرفته است. سه تالاب بین المللی ثبت شده در کنوانسیون رامسر از جمله تالاب گاوخونی، جزیره‌ی شیدور و تالاب ارژن از جمله مکان‌هایی بوده است که ایمان ابراهیمی اجرای پروژه‌هایی را در آن عهده دار بوده است.

ابراهیمی همچنین در سال‌های گذشته مدیریت پروژه‌های گسترده‌ای را در زمینه پایش جمعیت پرندگان، حفاظت از گونه‌های در خطر انقراض، و کاهش تهدیدات ناشی از فعالیت‌های انسانی بر تالاب‌ها بر عهده داشته است. او در کنار این اقدامات میدانی، با بهره‌گیری از روان‌شناسی حفاظت تلاش کرده تا ارتباطی عاطفی و پایدار میان مردم و طبیعت ایجاد کند؛ رویکردی که از سوی کارشناسان بین‌المللی به عنوان نمونه‌ای موفق در حفاظت مشارکتی شناخته شده است.

جایزه «قهرمان جوان تالاب‌ها» از معتبرترین جوایز حوزه حفاظت از تالاب‌ها در جهان به شمار می‌رود و هدف آن، تقدیر از جوانانی است که با نوآوری، تعهد و اثرگذاری اجتماعی، نقشی مهم در حفاظت و مدیریت پایدار تالاب‌ها ایفا کرده‌اند. عنوان قهرمان جوان تالاب‌ها هر سه سال به یک فرد اعطا میشود و ایمان ابراهیمی نهمین فرد دریافت کننده‌ی این عنوان بوده است.

Iman Ebrahimi Ramsar Award

ابلاغ «دستورالعمل ملی زنده‌گیری، انتقال و رهاسازی پرندگان تیمارشده» به استان‌های کشور

در ادامه اجرای تفاهم‌نامه بهمن ۱۴۰۳ میان انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم و سازمان حفاظت محیط‌زیست جمهوری اسلامی ایران، «دستورالعمل ملی زنده‌گیری، انتقال و رهاسازی پرندگان تیمارشده در زیستگاه‌های طبیعی» که توسط انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم تهیه و تنظیم شد، توسط معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی به ادارات کل محیط‌زیست سراسر کشور ابلاغ شد.

این دستورالعمل، که یک سند ملی در حوزه رهاسازی پرندگان پس از درمان و بازپروری است، با هدف افزایش موفقیت بازگشت پرندگان به طبیعت، کاهش تلفات ناشی از انتقال و رهاسازی غیراستاندارد، و ایجاد وحدت‌رویه میان استان‌ها تدوین شده است.

در سال‌های گذشته، رعایت‌نشدن استانداردهای لازم در مرحله انتقال یا رهاسازی پرندگان، در مواردی موجب آسیب‌دیدگی مجدد یا مرگ پرندگان شده و نگرانی فعالان محیط‌زیست را برانگیخته بود. تدوین و ابلاغ این دستورالعمل، که بر پایه الگوهای بین‌المللی و داده‌های علمی شکل گرفته، گامی مهم برای رفع این مشکل و حفاظت مؤثرتر از پرندگان کشور به شمار می‌رود.

این اقدام همچنین نخستین پروژه رسمی انجمن آوای بوم در حوزه سیاست‌گذاری و تدوین اسناد ملی است.
انجمن آوای بوم ضمن قدردانی از تمامی کارشناسان، دامپزشکان حیات وحش، و همکاران استانی که در تهیه و تکمیل این سند نقش داشتند، امیدوار است اجرای این دستورالعمل در سراسر کشور به ارتقای کیفیت رهاسازی پرندگان و افزایش بقاء آن‌ها در طبیعت بینجامد.

دستور‌العمل ذکر شده از طریق لینک زیر قابل دسترسی است:

دستورالعمل ملی زنده‌گیری، انتقال و رهاسازی پرندگان تیمارشده

گزارش سفر پرندگان و حیات وحش منطقه حفاظت شده پرور

برنامه پرنده‌نگری و مشاهده حیات‌وحش در منطقه حفاظت‌شده پرور و منطقه امن رودبارک از صبح روز پنج‌شنبه ۲ مرداد آغاز شد و شرکت‌کنندگان سفر دو روزه‌ای هیجان‌انگیز را به یکی از بکرترین و زیباترین مناطق کوهستانی ایران آغاز کردند. این منطقه که در مرز جنوبی جنگل‌های هیرکانی و شمال دشت‌های سمنان قرار گرفته، یکی از زیستگاه‌های مهم گونه‌های شاخص حیات‌وحش کشور به شمار می‌رود. گزارش برنامه سفر به منطقه پرور را در ادامه می‌خوانید.

در این برنامه، امین سیفی به عنوان راهنمای سفر از اعضای انجمن حضور داشت، شرکت‌کنندگان با رعایت اصول پرنده‌نگری و رعایت کدهای رفتاری در طبیعت، موفق به مشاهده یا شنیدن صدای گونه‌های متعدد پستانداران و پرندگان شدند. خرس قهوه‌ای به عنوان بزرگ‌ترین گوشت‌خوار ایران، در یکی از گشت‌های عصرگاهی در نزدیکی محل کمپ مشاهده شد. همچنین مرال و شوکا که از خانواده گوزن‌ها هستند، در زیستگاه‌های مرتفع و سایه‌دار دیده شدند. گراز و روباه معمولی نیز از دیگر پستانداران قابل‌توجه این سفر بودند. که به کرات مشاهده شدند.

در بخش پرنده‌نگری، تنوع بسیار بالایی از گونه‌ها مشاهده شد که شامل گونه‌های بومی و مهاجر تابستان‌گذران بودند. از جمله این پرندگان می‌توان به قرقاول خزری، دلیجه کوچک و معمولی، و گونه زیبای سهره صورتی اشاره کرد. همچنین گونه‌های دیگری چون کبک، کبوتر جنگلی، جی‌جاق، زاغ نوک‌سرخ، سسک چیف‌چاف، زردپره کوهی، توکای معمولی و باغی، چک‌چک کوهی، سهره جنگلی، چرخ‌ریسک پشت‌سر سفید، چرخ‌ریسک بزرگ، کلاغ ابلق، زاغی، و دم‌سرخ معمولی در طول مسیر شناسایی شدند.

این سفر، افزون بر تجربه میدانی، فرصتی برای آموزش در طبیعت و یادگیری نکات دقیق شناسایی گونه‌ها بر پایه رفتار، صدا و ویژگی‌های زیستی بود. به کمک تلسکوپ‌های پرنده‌نگری، شرکت‌کنندگان توانستند برخی گونه‌ها را از فاصله‌ای امن مشاهده کرده و از برخوردهای غیرضروری با حیات‌وحش جلوگیری کنند.

خرس در منطقه پرور