راهله مهرآسا و آلبوم تحسین شده “اینجا نفس در سینه حبس شده است”
مقدمه گلوبال لنز

راهله مهرآسا عکاس حیات وحش و هنرمند خوشنویس ایرانی متولد ۱۳۵۷ در شیراز است. او فارغالتحصیل رشته مدیریت صنعتی است و از سال ۱۳۹۶ به پرندهنگری و عکاسی حیات وحش روی آورده است.
«اینجا نفس در سینه حبس شده است» اثر راهله مهرآسا با یک امتناع آغاز میشود: این مجموعه خشونتی را که با آن مخالف است، بازتولید نخواهد کرد. سوژههای آن گونههایی هستند که در ایران از طریق تجارت غیرقانونی، آزار و اذیت، درگیری اقتصادی و باورهای موروثی آسیب دیدهاند، اما هیچ شکارچی، تله یا زخمی وارد قاب نمیشود. مهرآسا میپرسد که آیا توجه به سرزندگی یک حیوان میتواند بیننده را عمیقتر از منظره تحت تأثیر قرار دهد. عنوان او هم سکون فیزیکی انتظار و هم مراقبتی را که پس از یک مواجهه ایجاد میشود، نام میبرد. او استدلال میکند که یک سلاح ممکن است یک بدن را تصرف کند، در حالی که یک دوربین میتواند لحظهای زودگذر را بدون ادعای مالکیت زندگی پیش از آن ثبت کند.
این پنج عکس، این اصل را از طریق اشکال مختلف رفتار آشکار میکنند. یک باقرقره با بالهای گشوده به سمت لنز فرود میآید، در حالی که گرد و غبار از زیر آن بلند میشود. یک کفتار راه راه ایرانی از نیمرخ از آب عبور میکند، نور خورشید یال بلندش را میتاباند و با تهدیدی که اغلب به این گونه نسبت داده میشود، مقابله میکند. یک غزال گواتردار در میان باقرقره در یک فاصله زمانی بعید از آرامش مشترک ایستاده است. زنبورخواران در یک تبادل معاشقه که احساس ناخوشایند و لطیفی دارد، ملاقات میکنند، در حالی که عقابهای دریایی دم سفید جوان بالهای خود را با قدرتی غیرقابل انکار بالا میبرند. مهرآسا در برابر ارائه یک روایت اخلاقی ساده انسانی به این صحنهها مقاومت میکند. معاشقه، تشنگی، هوشیاری، همزیستی و قدرت، به خودی خود، اشکالی از زندگی هستند. این ملاقاتها در شرایط آب و هوایی بسیار سخت، از گرمای نزدیک به ۵۰ درجه سانتیگراد تا شرایط زمستانی زیر صفر درجه انجام شده است. مهرآسا مکانهای دقیق را پنهان میکند، با همکاران و مقامات حفاظت از محیط زیست مشورت میکند و خود انتشار را به عنوان یک منبع احتمالی خطر در نظر میگیرد. تمرین موازی او با عنوان «پرنده خطی» شعر و خوشنویسی فارسی را به ساختار پرندگان پیوند میدهد و به زبان، حافظه فرهنگی و گونهها اجازه میدهد تا به یک شکل بصری تبدیل شوند. اگرچه او خود را یک آماتور مینامد، اما این جاهطلبی بسیار دشوار است: زیبایی، دانش علمی، آموزش و قانون باید با هم کار کنند تا توجه به تغییر در رفتار تبدیل شود. مصاحبهای که در ادامه میآید، صبر و مسئولیتی را که در پس این هدف نهفته است، دنبال میکند.
********************************************
متن گفتگوی گلوبال لنز با خانم راهله مهرآسا
https://globallensawards.com/interview/2025/raheleh-mehrasa
آیا این عنوان به سکون و بیحرکتیِ فیزیکیِ لحظه انتظار اشاره دارد، به ترس برای حیوانات، به هیجانِ مواجهه با آنها، یا عبارتی است که در فارسی معنای خاصی دارد؟
قبل از اینکه مخاطب درباره شکار و خرافات بداند، دوست دارید با شنیدن این عنوان چه چیزی در ذهن و احساس او شکل بگیرد؟
حیات و حرکتی که در هر لحظه از طبیعت در جریان است و فقط با یک شات جاودانه می شود و نه حتی با شات قبلی یا بعدی خودش.
این شات فقط مختص همین لحظه است و تنها برای آن آفریده شده. اما مدتها برایش تلاش کردهای یا انتظار کشیدهای، مانند رسیدن عاشقی به معشوقی و آن شیرینی وصالی که می خواهی زمان متوقف شود و آن لحظه تا ابد کش پیدا کند و حتی نفس نمی کشی که مبادا گزندی به معشوق برسد.
من دوست دارم مخاطب به این باور برسد که می شود زیبایی ها و حیوانات را همیشه جاودانه کرد بدون اینکه حس تملک داشته باشیم و بخواهیم با شکار یا اسارت به آنها آسیب بزنیم. شاید با تفنگ جسمی را تصاحب کنیم اما با دوربین، روح جاری در لحظه را همیشه زنده و جاوید نگه میداریم.
لطفاً گونه دقیق هر پنج حیوان/پرنده در عکسها و مناطق کلیای را که عکسها در آنجا گرفته شدهاند مشخص کنید، اما هر اطلاعات مکانیای را که ممکن است خطر را افزایش دهد، ذکر نکنید.این مجموعه طی چه بازه زمانی شکل گرفت؟
و آیا از ابتدا فهرست مشخصی از گونههایی که مورد آزار یا کشتار قرار میگیرند در ذهن داشتی، یا بعد از اینکه این مواجههها بهمرور جمع شدند، متوجه شدی که یک موضوع مشترک میان آنها وجود دارد؟
کفتار راه راه ایرانی – جبیر – باقرقره گندمی- باقرقره خالدار – زنبورخوار معمولی – عقاب دریایی دم سفید
هر کدام از این گونه ها در مناطق متفاوتی از ایران زیبا و در فصلهای متفاوتی از سال گرفته شدهاند.
باقرقرهها و کفتار در گرمای سوزان 50درجه و شرجی بالا، جبیر در آفتاب سوزان کویر، عقاب ها در سرمای منفی صفر و زنبورخوارها در هوای بهاری ثبت شدهاند.
همیشه به محافظت و برقراری حس دوستی و تعهد میان انسان و طبیعت علاقمند بودم ولی برای جمع آوری در این مجموعه خاص، پیش زمینه ذهنی قبلی نداشتم و صرفا بر اساس گونههای بیشتر مورد علاقه خودم و کیفیت تصاویر در این مجموعه در کنار هم قرار دادم. و البته که گونه های دیگری هم هستند که می توانند به این مجموعه اضافه شوند و به لحاظ محدودیت در تعداد ارسال یا کیفیت پایین تر نسبت به این عکس ها ارسال نشدند. اما موضوع مشترک همگی، مظلومیت و آسیب پذیری آنهاست و اینکه ما به عنوان یک انسان بااخلاق و متعهد چقدر می توانیم در محافظت و ایجاد آگاهی و علاقه، موثر بوده و دین خود را به طبیعت ادا کنیم.
در عکس آغازین، یک پرنده از روبهرو نزدیک میشود و بالهایش را کاملاً باز کرده، در حالی که پرنده دیگری بهنرمی در پشت آن همراستا شده است.
چه رفتاری را شاهد بودید و چطور توانستید آن همپوشانی دقیق را پیشبینی کنید؟
این تصویر چه چیزی به مجموعهای درباره آزار و کشتار اضافه میکند که یک صحنه آشکارتر از آسیبپذیری نمیتوانست اضافه کند؟
این عکس یک باقرقره خالدار است که جنس نر در حال فرود و آنکه پشت سر اوست از همین گونه و جنس ماده است. شاید از دید من چشم انتظاری یک زن برای بازگشت همسری که دارد میرود و نگران بازگشت او به خانه است. من از شما سئوال می پرسم چرا اصلاً خشونت را با خشونت نشان دهیم؟ آیا این ترویج بیشتر خشونت نیست؟
شاید راه من کمی نرمتر و آهستهتر پیش رود و قلبی را منزجر نکند یا اشکی را از گونه ای سرازیر نکند، اما قطعا” عمیق و همراه با عشق است و می دانم بلاخره روزی در دلی تاثیر گذار خواهد بود و تفنگی را به زمین خواهد گذاشت. مطمئن هستم زیبایی طبیعت سرانجام هر دلی را محسور خودش میکند شاید آن روز برای آن دل غافل هنوز فرا نرسیده ولی قطعاً روزی هست که می رسد و امیدوارم آن روز خیلی دیر نباشد.
در مورد پیش بینی رفتار پرنده ها فقط باید ببینید و ببینید و ببینید. و بعد متوجه می شوید که این رفتار در ناخودآگاه شما الگوی خودش را پیدا می کند و با کمی خوش شانسی و تنظیمات مناسب دوربین و آمادگی کامل و در لحظه بودن، آن لحظهای که باید ثبت و جاودانه میشود.

کفتار راهراه در نمایی کاملاً مشخص و از پهلو در کنار آب دیده میشود، بدون جلب توجه یا حالت تهدیدآمیزی که معمولاً به این گونه نسبت داده میشود.
چه باورهایی یا چه انگیزههای اقتصادی، در جوامعی که شما میشناسید، این حیوان را در معرض خطر قرار میدهند؟ و شما چگونه با این باورها آشنا شدید؟
این عکس چگونه میتواند این تصورها را به چالش بکشد، بدون اینکه با تکرار کردن آنها، ناخواسته همان باورهای منفی را تقویت کند؟
من در اکثر مواقع دیده ام که کفتار یا حیوانات دیگر مانند شغال یا کرکس را به عنوان نقش منفی در انیمیشن ها یا فیلم ها معرفی میکنند. حتی در زبان محاوره ای روزمره، گفتن این کلمه به کسی یعنی به او ناسزا گفتهایم. یا حتی بدتر از آن در برخی جوامع از اعضای بدن کفتار ماده در مراسم جادو و خرافه ای استفاده می شود که همین باعث شکار بی رویه و غیرقانونی این گونه ی زیبا شده است. یک بار دیگر به مظلومیت نگاهش و رقص یال در نور آفتاب نگاه کنید چطور می توانیم این همه شکوه و زیبایی را نبینیم و بجایش طبیعت را با قضاوت های نادرست به چالش بکشیم؟ شاید بهتر باشه کمی بیشتر تعمق کنیم و از این پس دقت کنیم که آدمهای بد اطرافمان را به این گونه ها نسبت ندهیم.

عکس جبیر در میان باقرقرهها، آرامترین تصویر مجموعه است. چه چیزی باعث شد پستاندار و پرندگان در یک فضای باز مشترک کنار هم قرار بگیرند و هرکدام به چه چیزی واکنش نشان میدادند؟
آیا این قاب را به خاطر همزیستی زیستمحیطی انتخاب کردی، به خاطر ریتم و ترکیببندی بصری، یا به این دلیل که «هوشیاری جمعی» مفهوم عنوان را به شکلی بیان میکند که یک صحنه پرتحرک نمیتواند؟
شاید بتوان به نوعی همه این ها را با هم در نظر گرفت اما در آن لحظه خاص من شیفته صلح و ارتباط خوب آنها با یکدیگر شدم. صلح و آرامشی که طبیعت به ما نشان می دهد و آرزو داشتم برای همه انسانها در این کره خاکی نیز اینچنین باشد.

زنبورخوارها در انفجاری فشرده از رنگهای سبز و زنگاری و بالهای گشوده به هم میرسند. آیا شاهد جفتگیری یا رفتار جفتخواهی هستیم، درگیری، ردوبدل کردن غذا یا فرود آمدن؟
چطور تشخیص دادی که این لحظه، رفتار آنها را بهدرستی نشان میدهد؟
و لطافت یا تماس اجتماعی چه نقشی در پروژهای دارد که موضوع مکتوب آن آسیب و آزار انسانی است؟
این رفتار پیش از جفت گیری هست که ما به آن رفتار زادآوری میگوییم. جنس نر برای جلب توجه جنس ماده زنبور، پروانه یا حشراتی را به او هدیه می دهد و هرچه این هدیه بزرگتر و خوشمزه تر باشد، احتمال اخذ جواب بله نیز بیشتر است. این لحظات فوق العاده را با صدایشان که دشت را در بر می گیرد تصور کنید. شاید این عکس به تنهایی به موضوع این مجموعه ارتباط نداشته باشد اما اگر بدانید که هر سال چقدر از این پرندگان نازنین به خاطر نوع تغذیهشان و تضاد منافعی که با برخی مشاغل مرتبط با زنبورداری یا کشاورزی ایجاد میشود مسموم یا شکار میشوند، آنگاه دیگر کمی مسئولانهتر به آن مینگرید و ضمن اینکه ثبت این لحظه خاص را که شاید نصیب هر کسی نشود، هدیه ای از طبیعت به خودم می دانم و بابتش احساس افتخار و خرسندی دارم.

تصویر نهایی، با عقابهایی که در سراسر زمین غبارآلود پراکنده شدهاند، بیشترین نیرو را آزاد میکند. چه چیزی باعث این تعامل شد و چگونه حل شد؟ در ترتیببندی اثر، آیا این برخورد فیزیکی را به عنوان نقطه اوج در نظر داشتید، یا اینکه پایان یافتن آن با خشونت میتواند ناخواسته این ایده را تأیید کند که حیات وحش عمدتاً زمانی ارزشمند است که نمایشی اجرا کند؟
من خشونت بدی را نمی بینم. صرفا رفتاری طبیعی از یک گونه خاص که حتی در روی زمین هم اوج و شکوهش را به رخ می کشد و شما را در خودش مسخ می کند. این پرنده بزرگترین عقاب ایران محسوب میشود و البته دوست ندارم این را بگویم که باز هم پرندگان شکاری در برخی جوامع یا توسط افرادی سودجو و ناآگاه، شکار و خرید و فروش می شوند.

خرافات میتواند باورهای بسیار متفاوتی را توصیف کند و وقتی از بیرون یک جامعه به آن نگاه شود، میتواند تحقیرآمیز به نظر برسد. منظور شما از خرافات کدام اعمال است، چه کسی برای تغییر آنها تلاش میکند و چه زبانی در یک مصاحبه منتشر شده دقیقترین و محترمانهترین خواهد بود؟ آیا ترس، تجارت، پزشکی، ورزش و فشار اقتصادی برای هر گونه به طور متفاوتی عمل میکنند؟
به نظر من خرافات نوعی ناآگاهی است که نسل به نسل و سینه به سینه منتقل شده. کاملاً درسته، ظالمانه و تحقیرآمیز و ناعادلانه است ولی نمی توان وجودش را منکر شد و عقیدهای که سالها و قرن ها نهادینه شده (هر چند غلط) را به سرعت اصلاح کرد. باید صبور بود و در کنار عوامل بازدارنده و قانون، آگاهی و آموزش داد تا زمانی که ریشهدار و پایدار شده و منجر به ایجاد علاقه و حفاظت گردد.
عکاسی از حیات وحش کمیاب یا مورد آزار و اذیت میتواند همان حیواناتی را که امید به محافظت از آنها میرود، در معرض دید قرار دهد. برای برچسبگذاری جغرافیایی، راهنماها، مخفیگاهها، منابع آب و انتشار جزئیات مکان چه قوانینی را رعایت میکنید؟ آیا تا به حال شده است که از انتشار یک عکس قوی به دلیل اینکه منظره یا فرادادههای آن ممکن است اطلاعات زیادی را فاش کند، خودداری کنید؟
معمولاً اطلاعات لوکیشن و زمان را در فضای عمومی به اشتراک نمی گذارم مگر در مواردی که از امنیت و حفاظت آنجا مطمئن باشم و در موارد خاص بنا به مصلحت اندیشی با همیار محیط زیست یا سازمان محیط زیست اقدام میکنم و البته رعایت قوانین به شما کمک می کند که موفقتر و مطمئنتر در مسیر علاقهتان قدم بردارید.
نمایشگاهها و انتشارات شما، عکاسی پرندگان را به گفتگو با خوشنویسی آورده است. آیا قوسهای بالها، پرهای تکرارشونده و ردپاها در فضای باز بر نحوهی شکلگیری علائم نوشتاری شما تأثیر میگذارند، یا توجه به خوشنویسی نحوهی زمانبندی پرواز یک پرنده را تغییر میدهد؟ آیا این مجموعه در نهایت میتواند شامل متن فارسی شما به عنوان چیزی بیش از یک توضیح باشد؟
من مدتها منتظر این سؤال بودم و از اینکه آن را پرسیدید بسیار خوشحالم.
من این ایده را «خط پرنده» نامیدهام. در «خط پرنده»، جایگذاری کلمات و گاهی شیوه نوشتن آنها به گونهای طراحی میشود که کلمه به بخشی از بدن، بال یا پرهای پرنده تبدیل شود؛ گویی خودِ کلمه به پرواز درمیآید. در عین حال، ویژگیهای بصری و مشخصههایی که برای شناسایی گونه اهمیت دارند، با دقت حفظ میشوند، بهطوری که حتی اگر کسی فقط ترکیب «خط پرنده» را ببیند، همچنان بتواند پرنده را تشخیص دهد.
اشعاری که انتخاب میکنم نیز بخش بسیار مهمی از این اثر هستند. من شعر را متناسب با حالوهوای سوژه و احساسی که در من ایجاد میکند انتخاب میکنم. از آنجا که شعر برای من جایگاه بسیار ویژهای دارد، ابیات را با دقت و حساسیت زیادی برمیگزینم و اغلب به سراغ شاعران بزرگ پارسی، مانند سعدی، مولانا و حافظ میروم. برای من، شعر یک توضیح یا زیرنویس در کنار عکس نیست؛ بلکه بخشی از هویت بصری و احساسی پرنده میشود.
و شاید یکی از لذتبخشترین بخشهای این کار این باشد که حتی زمانی که در طبیعت نیستم، میتوانم از طریق این زبان، طبیعت را به خانهام دعوت کنم. میتوانم پرنده، ویژگیهای آن و احساسی را که در من برانگیخته است، به شکلی دیگر بیان کنم؛ شکلی که عکاسی، خوشنویسی فارسی و شعر را در کنار یکدیگر قرار میدهد. به این ترتیب، امیدوارم بتوانم قلب دیگری را نیز به طبیعت نزدیک کنم؛ همانطور که طبیعت قلب خودم را تسخیر کرده است.
شاید اگر اجازه بدهید، من هم سؤال را به شما برگردانم. از آنجا که «خط پرنده» تا این اندازه با زبان بصری خوشنویسی فارسی و با شکل و معنای واژههای فارسی پیوند دارد، همیشه برایم جالب بوده که بدانم ایدهای مانند این در زبانهای دیگر چگونه تجربه خواهد شد. وقتی همین مفهوم با نظام نوشتاری دیگری بیان شود، چه اتفاقی میافتد؟ برای کسی که فارسی نمیخواند، چه احساسی میتواند ایجاد کند؟

یک گزارش اخیر در مورد حفاظت از محیط زیست، یکی از عکسهای شما را به انجمن حفاظت از پرندگان آوای بوم نسبت داده است، که کارش ارتباط مجدد مردم با تالابها از طریق پرندگان است. رابطه شما با این سازمان چیست و در مورد تصاویری که به جای مخاطبان مسابقه، در خدمت حفاظت از محیط زیست محلی هستند، چه آموختهاید؟
فکر میکنم منظور شما تصویر اردک بلوطی است.
آوای بوم یکی از انجمن های حفاظت از محیط زیست است که من علاقه و احترام ویژهای به آن دارم. با فعالیتها و کارهایشان آشنا هستم و همیشه تعهد و تلاش آنها را برای حفاظت از پرندگان و تالابها تحسین کردهام. هر زمان فرصتی برای کمک از دستم برآمده، با عشق خوشحال بودهام که سهمی داشته باشم؛ همانطور که در مورد سایر سازمانهای حفاظتی و همچنین سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز چنین احساسی دارم.
برای من، عکاسی زمانی معنای ویژهتری پیدا میکند که بتواند فراتر از مسابقه و دیدهشدن شخصی عمل کند و حتی به اندازهای کوچک، به حفاظت از خودِ سوژه کمک کند. عکسی که بتواند باعث شود مردم گونهای را ببینند، درباره زیستگاه آن کنجکاو شوند یا با تالابی در معرض تهدید احساس ارتباط کنند، میتواند ارزشی متفاوت از تصویری داشته باشد که صرفاً برای داوران یک مسابقه خلق شده است.
به مرور زمان، به این باور رسیدهام که عکاسی حیات وحش مسئولیتی فراتر از ساختن تصاویر زیبا دارد. یک تصویر میتواند پلی میان مخاطب و یک مکان یا گونه باشد؛ حتی اگر آن فرد هرگز از آن مکان دیدن نکرده یا آن گونه را از نزدیک ندیده باشد. این همان نقشی است که امیدوارم عکسهای من هر زمان که در مسیر حفاظت از طبیعت مورد استفاده قرار میگیرند، بتوانند ایفا کنند.
شما پرندهنگری و عکاسی حیات وحش را در سال ۲۰۱۷ شروع کردید و خودتان را یک آماتور توصیف میکنید، با این حال این پروژه یک جاهطلبی فرهنگی جدی را به همراه دارد. چه تغییری شما را متقاعد میکند که این مجموعه به شما کمک کرده است: یک گفتگو، برنامه آموزشی، زیستگاه امنتر یا تغییر رفتار؟ فصل بعدی از محققان، نویسندگان یا جوامع به چه چیزی نیاز خواهد داشت که عکاسی به تنهایی نمیتواند آن را تأمین کند؟
بله، درست است. حدود ده سال است که به پرندهنگری علاقهمندم و کمی بعد از آن عکاسی از پرندگان را آغاز کردم. هنوز خودم را یک آماتور میدانم، چون میدانم چیزهای بسیار زیادی برای آموختن در پیش دارم؛ نه فقط از نظر هنری، بلکه از نظر جنبههای فنی عکاسی و خودِ پرندهنگری.
برای من، موفقیت یک پروژه فرهنگی یا هنری را نمیتوان با یک نتیجه واحد سنجید. اگر این مجموعه بتواند، حتی به اندازهای کوچک، باعث افزایش آگاهی، شکلگیری یک گفتوگوی معنادار، رفتار مسئولانهتر یا حفاظت بیشتر از پرندگان و زیستگاههایشان شود، آن زمان احساس خواهم کرد که این مجموعه واقعاً توانسته تغییری ایجاد کند.
و من عمیقاً باور دارم که هیچ پروژه فرهنگی یا هنری نمیتواند بهتنهایی و با اطمینان به سوی آینده حرکت کند. چنین پروژهای به حمایت و همدلی افراد بسیاری نیاز دارد؛ از مسئولان و محققان گرفته تا نویسندگان و دیگر هنرمندان، و حتی یک معلم مدرسه یا رانندهای در جاده که به خاطر عبور احتمالی یک موجود زنده، کمی محتاطانهتر رانندگی کند.
بنابراین، فصل بعدی این پروژه به چیزهایی نیاز دارد که عکاسی بهتنهایی نمیتواند فراهم کند: دانش علمی، پژوهش، نویسندگی، آموزش، مشارکت جامعه و همکاری افرادی که این زیستبومها را میشناسند و برایشان اهمیت قائلاند. در عین حال، فکر میکنم خودِ هنرمند نیز به حمایت و آرامش خاطر نیاز دارد؛ به آزادی برای اندیشیدن، مشاهده کردن و خلق کردن، بدون اینکه دائماً دغدغههای دیگری ذهن او را درگیر کند.
شاید مناسب باشد که این گفتوگو را با این بیت از شاعر پرآوازه ایرانی، سعدی، به پایان ببرم:
ما پراکندگان مجموعیم یار ما غایب است و در نظر است
برای من، این بیت همچنین میتواند تعبیری از حفاظت از طبیعت باشد: تلاشهایی که در ظاهر از یکدیگر جدا هستند، وقتی با عشق و مسئولیتی مشترک در کنار هم قرار میگیرند، میتوانند معنایی بسیار بزرگتر پیدا کنند.
سخن پایانی گلوبال لنز درباره راهله مهرآسا
راهله مهرآسا عکاس حیات وحش و هنرمند خوشنویس ایرانی متولد ۱۳۵۷ در شیراز است. او فارغالتحصیل رشته مدیریت صنعتی است و در سال ۱۳۹۶ به پرندهنگری و عکاسی حیات وحش روی آورد. فعالیت او در حوزه رفتار حیوانات، حفاظت از زیستگاهها و مسئولیتهای اخلاقی در نمایش گونههای آسیبپذیر است. در مجموعه آثاری که او «پرندهی خط» مینامد، شعر و خوشنویسی فارسی وارد ساختار بصری پرندگان میشوند و زبان، شناخت گونهها و حافظه عاطفی را به هم پیوند میدهند. مهرآسا در یک نمایشگاه گروهی عکاسی حیات وحش شرکت کرده، یک نمایشگاه انفرادی با ترکیب عکسهای پرندگان و خوشنویسی ارائه داده و عکسها و آثار خوشنویسی او در کتابها منتشر شده است. او در جوایز عکاسی جهانی لنز ۲۰۲۵ برای اثر «اینجا نفس در سینه حبس شده است» تقدیرنامه افتخاری در بخش حیات وحش دریافت کرد. میتوانید او را در اینستاگرام با آدرس Raheleh_mehrasa@ دنبال کنید.



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.